خرید بک لینک

سادات را دریابید

ناله‌ای که از پشت دیوارهای سکوت می‌آید

---

این روزها، زمین تنگ شده است

این روزها، زمین تنگ شده است. نه از کمی جا، که از زیادی درد. سفره‌ها کوچک‌تر از همیشه‌اند، و آسمان — آه، آسمان — انگار دیگر باران نمی‌بارد، یا اگر می‌بارد، بر پشت‌بام کسانی می‌بارد که چتر ندارند.

و در میان این تنگی، هستند کسانی که از تبار پیامبرند — سادات. اما فقر، نسب نمی‌شناسد. فقر، در خانه‌ی سید هم می‌نشیند. فقر، آبروی سید را هم می‌خواهد. و سید، از آن‌هاست که ترجیح می‌دهد شب را گرسنه بخوابد تا دست پیش کسی دراز کند.

---

سهم سادات، نه ترحم — حقّ است

گاه می‌گویند: «سادات که چیزی کم ندارند.» گاه می‌گویند: «سادات را چه به فقر.» گاه می‌گویند: «آن‌ها از ما بهتر زندگی می‌کنند.»

این‌ها همه دروغ است.

در گوشه‌ی همین شهر، در همین کوچه، سیدی هست که سه ماه است اجاره‌اش عقب افتاده و شرم دارد بگوید. سیده‌ای هست که برای تهیه نان، شب را به صبح می‌رساند و به کسی نمی‌گوید. سیدی هست که یتیم است و هیچ‌کس — هیچ‌کس — از حال او خبر ندارد.

و تو، ای که خمس بر تو واجب شده، ای که مازاد درآمد داری، ای که سهم سادات را در جیبت نگه داشته‌ای — بدان که آن پول، مال تو نیست. آن پول، امانت است. آن پول، حقّ آن سیدِ گرسنه است که تو نمی‌شناسی‌اش.

---

چرا نمی‌دهی؟

چرا سهم سادات را پرداخت نمی‌کنی؟

نه به خاطر اینکه پول زیادی داری. نه به خاطر اینکه وقت نداری. نه به خاطر اینکه نمی‌شناسی.

به خاطر اینکه ترسیده‌ای. ترسیده‌ای که روز بعد خودت نیاز پیدا کنی. ترسیده‌ای که اگر بدهی، چیزی برایت نماند. ترسیده‌ای که به خدا اعتماد کنی.

اما خداوند در قرآن فرموده است:

«وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنفُسِكُمْ»

«هر چه انفاق کنید، به سود خودتان است.»

و فرموده است:

«مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً»

«کیست که به خدا قرض‌الحسنه دهد تا خدا آن را چندین برابر کند؟»

تو به خدا قرض می‌دهی. تو به آسمان قرض می‌دهی. تو به سیدی قرض می‌دهی که پشتش به خدا گرم است.

---

پاسخ تو با آسمان است

مردم زمین، ممکن است قدر ندانند. ممکن است فراموش کنند. ممکن است حتی بدی کنند.

اما پاسخ تو با آسمان است.

خدا می‌بیند. خدا می‌شنود. خدا می‌نویسد. و روزی — روزی که نه در روز جاری است و نه روز آینده — همه چیز را حساب می‌کند.

پس نترس. بده.

---

به که بدهی؟

به کسی که شک داری، نده.

اما به این‌ها بده:

· به سیدی که فقیر است و آبرویش را حفظ کرده.
· به سیده‌ای که بی‌کس است و کسی را ندارد.
· به یتیمی از تبار پیامبر که نمی‌شناسد چه حقّی دارد.
· به مستأجری که اجاره‌اش عقب افتاده و آبرویش در خطر است.
· به هر که نیاز دارد — و تو نیازش را می‌بینی.

و خجالت نکش.
و پشت گوش نینداز.
و روز آینده را بهانه نکن.

---

سهم سادات را دریاب

سادات را دریاب.

نه به خاطر اینکه سیدند. به خاطر اینکه انسانند. به خاطر اینکه حقّشان است. به خاطر اینکه خدا فرموده. به خاطر اینکه دِین است بر گردن تو.

سهم سادات را پرداخت کن.
قرض‌الحسنه بده.
زکاتت را بده.
به کسی که نیاز دارد، بده.
و بدان که پاسخ تو با آسمان است.

---

سخن آخر

در این روزهای سخت، دست کسی را بگیر.

شاید سید باشد. شاید فقیر باشد. شاید یتیم باشد. شاید مستأجر باشد. شاید همسایه‌ی دیوار به دیوار تو باشد و تو ندانی.

سادات را دریاب.

که روز آینده، در آن دنیا، نگاهت به آسمان باشد و دستت پر.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

---

اگر سوالی داری، اگر نمی‌دانی چطور پرداخت کنی، اگر می‌خواهی بدانی چه کسی مستحق است — بپرس. در خدمتم.

برچسب: نویسنده: یلدا میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 9 مهر 1405 ساعت: 9:40

صفحه بندی